X
تبلیغات
رایتل

میفهمدم بیش از خودم وقتی که از خودبیخودم ....

شنبه 24 تیر‌ماه سال 1391

من روح شاعرپیشه ای دارم که با من محرمست


در خلوت  و تنهاییم دائم  مرا او همدم است



در خواب و در بیداریم  بر بسترم حاضر بُود


در گریه های تلخ من چیزی بجز ناظر  بُود



میفهمدم بیش از خودم وقتی که از خودبیخودم


وقتی میان ِصد نفر ...تنهای تنها میشدم



وقتی که دلتنگِ خودم از عمق روحم میشدم


بر روی این سجاده ام با اذن او خم میشدم



من روح شاعرپیشه ای دارم که از من بهترست!


روحی که جز بر شعر ِمن بر شعر دیگر دل نبست



او بر خلاف من ز من چیزی بجز شعرم نخواست


او بر خلاف ِ این (قلم) بی ابتدا و انتهاست



روحی که همقدر خودش از دردِ من پُر میشود


گاهی چنان لالائی و  گاهی  تلنگُر  میشود


روحی که اینک این قلم در دست او آشفته است


این شعر را هم بیگمان با این قلم او گفته است!

.

.

سپهر -91

پیغام ورود و خروج

Online User