X
تبلیغات
رایتل

تو خودت حادثه ای ، بار دگر می آیی .

سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1391

چشم بستم که شبم صبح شود تا بروی..


تو ولی مثل دعا , وقت سحر می آیی


.

جان به در بردم ازین حادثه اما چه ثمر؟


تو خودت حادثه ای ، بار دگر می آیی 



همه ی ترس من این بوده که خورشیدشوی


تا که از شمس بریدم  تو قمر می آیی!

 

.

صحبت رفتنت ای دوست دروغست ولی


با پای برفتی  - بخدا باز به سر می آیی 

.



.

.

.

سپهر -91

پیغام ورود و خروج

Online User