X
تبلیغات
رایتل

وای تو خاموش مکن حنجره ام چشم به امید تو ازگوشه ء این پنجره ام.

یکشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1390
یک روز یکروز پر از سوز و غم افروز بخود گفتم از این ناله زدن ناله شدن ژاله شدن درپی او واله شدن سود چه حاصل شودم من که بدم بدتر از این تاب ندارم بخدا خواب ندارم و کنون غرق عطش آب ندارم و ازین دست سخنهای پراز ولوله و پر گله و یاوه سرایی که ندا آمدم از ابر مکن صبر نوبت آسایش نوبت آرامش آمده از سوی خدا رحمت باران وش اواینک ازاین جای برخیز وبجای زدن زار بزن دست به یکبار به صد کارفراموش مکن حرف خدا….وای خاموش مکن حنجره ام چشم به دیدار ازگوشه ء این پنجره ام.....

پیغام ورود و خروج

Online User